علي بن حسين انصارى شيرازى

376

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

كركى بپارسى كلنك گويند نيكوترين آن بود كه باز صيد كرده باشد و بايد كه چون بكشند بعد از چند روز بپزند و با سركه و صاحب منهاج گويد به ابازيره گرم بپزند و بعد از آن حلواى قند يا عسل بخورند و طبيعت وى گرم و خشك بود و گويند سرد بود و شريف گويد دماغ و زهره وى با روغن زنبق بياميزند و سعوط كنند نسيان را زايل گرداند و هيچ‌چيز فراموش نكند و مغز وى در چشم كشند شبكورى زايل شود و عظيم نافع بود و زهره وى با آب ورق سلق بياميزند و سعوط كنند سه روز پياپى لقوه را زايل كند و دماغ وى چون با آب حلبه بگدازانند و طلا كنند بر ورم دست و پاى نافع بود و خصيه‌هاى وى نمكسود كنند و خشك كنند و بياميزند با همچندان سركين سوسمار و كف دريا و نبات اجزاى مساوى و در چشم كشند سفيدى كه در چشم بود به سبب آبله يا ناخنه زايل كند البته و چون پيه وى بگدازاند و با سركه عنصل مطحول بياشامند چند روز بغايت كمال نافع بود و چون زهره وى با عصاره مرزنكوش بگدازند و صاحب لقوه سعوط كند مخالف جايى كه لقوه داشته باشد هفت روز بايد كه روشنائى نبيند لقوه به كلى زايل كند و زهره وى گويند بر جرب متقرح و بر برص لطوخ كنند نافع بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : كركى به ضم كاف و سكون را و كسر كاف دوم لغت عربى است به فارسى كلنك و بتركى درنا و بهندى كونج نامند كروش الفم حافظ النمل است و حافظ الاطفال نيز خوانند و آن فرفيون است و گفته شد كربز گويند قثاء الكبر است و خلاف است آنچه محقق است قثاء الحمار است و گفته شد كروش بپارسى شكنبه گويند نيكوترين آن بود كه از شكم ميش بيرون آورند و طبيعت آن سرد بود و عصبانى و كروش بايد كه به سكباج بپزند و خولنجان و فلفل يا با سداب و كرفس و ابازير ملطف و ناچار هركه ادمان خوردن كند بلغم بسيار پيدا كند كه دشخوار از شكم بيرون آيد بايد كه بعد از وى جوارشات مسهل بخورند و وى دشخوار هضم شود و غذا اندك دهد و كيموس وى بلغمى بود و اولى آن بود كه به سركه پزند و خولنجان و فلفل كرك بپارسى كركدن گويند و آن حيوانيست كه بيونانى ريما خوانند و ميان هر دو چشم سر وى داشته باشد بزرگ و قوت وى بغايت بود كه فيل بر سر آن دارد و گويند زهره وى بخور كنند بادها بشكند و هر سحر كه باشد باطل كند صاحب مخزن الادويه تحت عنوان كركدن مىنويسد : به فتح دو كاف معرب از كرك فارسى است و به عربى جريش و بهندى كيندا نامند لاتين RHINOCEROS INDICUS فرانسه و انگليسى RHINOCEROS كزبره كرزه نيز گويند و بيونانى قوريون و بپارسى گشنيز گويند و نيكوترين آن بستانى بود تازه و فربه و طبيعت آن سردتر بود در آخر درجه اول تا دويم و آنچه خشك بود در سيم و بقراط گويد در وى حرارت بود و برودت و نزديك جالينوس ميل به سخونت دارد و مركب از قوت متضاده بود و ديسقوريدوس و روفس و غيرها گويند سرد است و اگرنه سرد بودى عصاره وى كشنده نبودى و جالينوس گويد اگرنه سرد بودى خنازير را تحليل نكردى و بدرستى كه اين فعل بخاصيت مىكند از بهر آنكه جوهر وى لطيف و غواص است و زود نفوذ و غوص مىكند شو نيز سرد غوص نكند ليكن چون بياشامند محلل جواهر بود به زودى و فعل سردى وى باقى بماند و اگرنه سرد بودى جمره را شافى نبودى و در وى قبضى و تخديرى بود و چون تر وى يا خشك بخايند بوى سير و پياز زايل كند و عصاره وى با شير زنان مسكن ضربات سخت بود و چون با سويق بر حمره و نمله